گزارش کتاب

کتاب دوم – گزارشی از کتاب «تربیت چه چیز نیست؟»

درآمد

روزمره گی و فاصله گرفتن از روزامدی یکی از اسیب ها و تهدیداتی است که اغلب کارگزاران حوزه فرهنگ و تعلیم و تربیت در معرض ان قرار دارند. حساسیت و خطر این تهدید وقتی بهتر درک می شود که بدانیم مخاطبین این حوزه یعنی کودکان و نوجوانان، نه مثل گذشته در هر ده سال یکبار، که بدون اغراق هر روز در حال پوست اندازی و تغییر و تحول هستند. عدم اگاهی از اخرین نظریات، یافته ها و تجویزها می تواند روز به روز فاصله ما را با نسل جدید بیشتر و بیشتر کند.در این بخش بنای براین داریم که بهترین و جدید ترین دیدگاهها در حوزه تعلیم و تربیت را که در قالب کتاب یا مقاله متتشر شده است به شما کارگزاران حوزه تعلیم و تربیت اعم از مدیران، معاونین، معلمین و حتی اولیاء عزیز معرفی کنیم و با این پیش فرض که ممکن است به هر دلیل و یا بهانه ای نتوانید منابع معرفی شده را بخوانید خلاصه هر منبع را نیز به شما تقدیم کنیم. در آغاز زحمت این کار را بر دوش تعدادی از همکاران خود در جمع هیات تحریریه سایت قرار داده ایم اما در ادامه امیدمان این است که خود شما عزیزان در این پویش فرهنگی سهیم شده و ما را در انتخاب و معرفی اینگونه اثار یاری فرمایید.

گزارشی از کتاب «تربیت چه چیز نیست؟»

به اهتمام محمدصادق حاجیان

نویسنده دکتر عبدالعظیم کریمی/ تاریخ نشر ۱۳۷۶/ چاپ سیزدهم ۱۳۹۶/ انتشارات منادی تربیت/ ۲۳۲ صفحه
دکتر عبدالعظیم کریمی

دکتر عبدالعظیم کریمی متولد ۱۳۳۵ و دانش آموخته رشته روان شناسی می‌باشد. ایشان در حال حاضر عضو هیئت علمی پژوهشگاه تعلیم و تربیت و مدیر ملی مطالعات بین‌‎المللی تیمز و پرلز در ایران می‌باشد. نقدهای چالش ‌‎برانگیز ایشان از تعلیم و تربیت جاری، همواره جنجال‌ساز و متفاوت با دیدگاه‌های رایج بوده است. ایشان مؤلف بیش از پنجاه کتاب و صدها مقاله در حوزۀ روان‌شناسی و تعلیم و تربیت می‌باشد که از جمله می‌توان تربیت چه چیز نیست، آموزش به مثابه پرورش، تربیت در طبیعت، روانشناسی رشد( مراحل شکل‌گیری اخلاق در کودک با تاکید بر رویکردهای تحولی)، تربیت آسیب‌زا، کودک، تربیت، زندگی( کودک و معنای زندگی) و عشق درمانی( روان درمانی عارفانه، بر اساس قصه ی شاه و کنیزک) را نام برد.

 

موضوع کتاب

این کتاب به بررسی مفهوم تربیت به صورت علمی اما نه مقاله‌وار و آکادمیک می‌پردازد به طوری که برای عموم معلمان و مربیان و والدین قابل استفاده باشد.

از انسان در این کتاب به عنوان موجود خداجو و با‌فطرت نگاه شده به همین جهت قابل استفاده برای جامعه ما می‌باشد.

 

مقدمه

از آنجا که تسلط همه جانبه بر یک پدیدۀ پيچيده، مستلزم جدا شدن از آن و نگاه بيرونی در کنار نگاه درونی به آن است در موضوع تربیت نیز بررسی آن دسته از خصوصیاتی که تربیت را از سایر مفاهیم جدا می‌کند ما را بیشتر به مفهوم واقعی نزدیک خواهد کرد.

برای همین منظور در این کتاب آنچه که به عنوان تربیت انجام می‌گیرد ولی در واقع تریبت نیست و منجر به آن نمی‌شود مورد بحث قرار گرفته.

بخش اول
تربيت چه چيز نيست!

با اینکه تعاریف مشهوری برای تعلیم و تربیت مثل تعلیم، انتقال معلومات به ذهن متعلم و تربیت، فراهم سازی زمینه برای به فعلیت درآمدن استعداد‌ها و در نهایت تغییر در رفتار و منش فرد در جهت مطلوب  شده که این باعث جدا دیدن این دو مفهوم از یکدیگر می‌شود اما در واقع نمی‌توان بین این دو تقاوت ماهوی قائل شد بلکه می‌توان گفت تربیت، روش تعلیمی و تعلیم، روش تربیتی دارد و این دو مفهوم دارای همپوشی و درهم‌تنیدگی هستند.

ما برای حرکت به سمت تربیت صحیح ابتدا نیاز داریم که نگرش و دیدمان نسبت به آن درست شود که این مهم جز با جدا کردن تصورهای غلط درباره ی تربیت حاصل نمی‌آید.

اولين مانع فهم تربيت، مکانيکی و ایستا تلقی کردن آن است به نحوی که تصور می‌شود متربی همچون مومی در دست تربيت‌کننده است  تا به هر شکلی که خواسته باشيم آن را تغيير دهيم یا اینکه درون متربی را همچون مخزنی بدانيم که باید با مصالح و مواد توليد شدنی نسل بزرگسال پر شود.

دومين مانع فهم تربيت محصول مداری و کالا پنداشتن تربيت است. به این معنی که تصور می‌رود باید از فرد تربيت شده در جهت تحقق نيازهای اقتصادی و سياست‌های اعلام شده جامعه بهره‌برداری گردد.

سومين مانع فهم تربيت، این است که تربيت را یک امر بيرونی ، تزئينی و اندودی تلقی کنيم. چنانچه عده ای معتقدند تربيت عملی است که نسل بالغ درباره نسلی که هنوز قادر به زندگی اجتماعی نيست معمول می‌دارد.

چهارمين برداشت انحرافی از تربيت، معطوف به هدف تربيت است که تصور می‌شود پرورش اهداف از پیش تعیین شده دارد. حال آن که هدف تربيت در خود تربيت است. مربی باید خود را بر اساس اصالت های فطری و مقاصد طبيعی و تکوینی متربی که در فرایند شکوفایی و به فعليت رسيدن استعدادهایش کشف می‌کند مطابقت دهد، نه آنکه متربی را با اهداف خود همسو کند.

پنجمين خطای ادراکی از مفهوم در روش تربيت است. یعنی عده ای تصور می‌کنند جریان تربيت باید از طریق ادامۀ آموزش‌ها، یاد دهی و اطلاعات بيرونی شکل گيرد. حال آنکه تربيت امری اکتشافی است و نه اکتسابی.

 

فصل اول
تربيت علم نيست!

یکی از موانع مهم تربیت، علمی کردن یا علمی پنداشتن آن است. منظور از علم ، بررسی و تحقیق پدیده ها و مسائل به صورت جز جز کردن و سپس در کنار هم گذاشتن و فرمول بندی آنها جهت پیش بینی آنچه به وقوع خواهد پیوست است. اما امر تربیت را به خاطر پیچیده بودن و از طرفی سیال بودن انسان در طول دوران‌ها و تفاوت‌های بسیار زیاد افراد نمی‌توان به صورت طبقه بندی شده و به صورت یک سیستم نظام مند شده در آورد بلکه باید به آن به صورت یک کل نگریست و برای ورود به این میدان باید روش‌های متغیری در دست داشته باشیم که به تناسب هر موقعیتی از انعطاف پذیری نامحدودی برخوردار باشند و پویا بمانند.

هر چند لازم به یادآوری است که در این راه علم می‌تواند به عنوان یک مساعدت کننده باشد و در آنچه که هست ما را یاری می کند اما مبانی، اصول، روش‌ها و اهداف تربیتی محدود به روش‌های علمی نخواهد بود و در آنچه که باید باشد حلقه ی منفصل و گاه مفقوده‌ای احساس می شود که باید به منزلۀ یک پل، بين آن چه که هست و آن چه که باید باشد رابطه ای پيوسته و پویا برقرار شود.

 

فصل دوم
تربيت، اجتماعی کردن نيست!

در غالب کشورها، هدف از تربيت کودکان و  نوجوانان اجتماعی کردن آنان و در نهایت فراهم ساختن شرایطی است که نسل جدید با توجه به هنجارها و ارزش های پذیرفته شده، خود را سازگار کند. به عبارت دیگر، هویت هر فرد در هویت اجتماعی آن جامعه ممزوج می‌گردد؛ به طوری که تمایز یافتگی و خصوصيت منحصر به فرد بودن افراد درحاکميت و اقتدار هنجارها و قواعد جامعه رنگ می‌بازد.

هدف تربيت، پرورش افرادی با قدرت عمل و تفکر مستقل که در عين حال، خدمت به جامعه را والاترین مسئله زندگی خود بدانند است.

زیرا تعليم و تربيت، مسئوليت پرورش خصوصيات متمایز هر فرد را بر عهده دارد. تمایز فرد شکل نهایی خود را در فعاليت‌های کاملا شخصی، فاعلی و درونی که خارج از فشارها و همرنگی‌ها و همنوایی‌های اجتماعی است ظاهر می‌سازد.

 

فصل سوم
تربیت بار آوردن نیست

فرق است بین بارآوردن و پرورش دادن

بارآوردن مفهومی است که برای پدید آوردن دگرگونی‌های معينی که دیگران آن را مد نظر دارند به کار می‌رود. یعنی در بارآوردن، طبيعت درونی یا اساسا در نظر گرفته نمی‌شود و یا فرع بر خواسته ها و اهداف بيرونی است .اما در پروراندن، اصل و بنياد مایه‌های تربيت و جهت گيری‌های آن از درون نشأت می‌گيرد.

 

فصل چهارم
تربیت تغییردادن نیست.

هنر مربی، تغيير دادن، شکل دادن و جهت دادن تصنعی به طبيعت کودک نيست. زیرا تربيت، تزیين کردن و نقاب زدن بر شخصيت نيست بلکه آشکار کردن، نمایان ساختن و پرده برداشتن از چهرۀ طبيعی و خمير مایۀ فطری کودک است تا او همان شود که طبيعت و فطرتش اقتضا می‌کند.

 

فصل پنجم
تربیت عادت دادن نیست

تربيت فن بر هم زدن عادت است. عاداتی که مانع ظهور اراده، هوشياری، اختيار و آزادی انسان می‌شود  زیرا عادت جوهرۀ عقلانی و ارادی یک رفتار را از بين برده و آن را به خودی خود و غير ارادی می‌سازد و انسان را مانند ماشين، ابزار اجرای حرکات معين کرده و روح ابتکار، خلاقيت، انگيزه و احساس مسئوليت را از بين می‌برد. عادت، ساختن است و پرورش نیست. پرورش، رشد استعداد موجود است و عادت این است که ما هر حالتی که خواسته باشيم به متربی بدهيم.

 

فصل ششم
تربيت سرعت بخشيدن به مراحل رشد نيست

هر گاه سعی می‌کنيم چيزی را زودتر از موعد طبيعی به کودکان بياموزیم، آنها را از کشف دوباره آن به وسيله خودشان بازداشته‌ایم. این سرعت شتابنده برای انتقال مطالب و تزریق سریع دانش به کودک نه تنها به یادگيری معنی‌دار و تربيت درونی او کمکی نمی‌کند، بلکه خود موجب کندی و یا حتی توقف و رکود نيز می‌گردد.

فصل هفتم
تربیت آموزش دادن نیست

در تعليم و تربيت فعال، موقعيت‌های مبهم  مطرح می‌شود. هنر یک معلم، ارائه ی پاسخ ها نيست بلکه طرح سوال‌های چالش انگيز و شوق آور است. تعليم و تربيت آموزش‌های مستقيم و یاددادن‌های یک ‌سویه یا ماشين انتقال اطلاعات و معلومات به دانش آموز نیست بلکه او را کاشف آنچه نمی‌داند کردن است. در فرایند کشف بيش از آن که به معلوم‌ها بيندیشيم به مجهول‌ها توجه داریم در حالی که در جریان تعليم و تربيت کنونی معلمان سخت تلاش می‌کنند آنچه را که می‌دانند به دیگران بياموزند. اما برای بحث دربارۀ مجهولات خود علاقه و مجال ندارند و نتيجه این شده است که همه‌ی ما به آنچه دیگران کشف کرده‌اند وقوف کامل داریم اما با چيزهایی که دیگران کشف نکرده اند کار نداریم.

فصل هشتم
تربیت شکل دادن نیست.

پاره‌ای از مربیان و والدین بر این تصورند که هر قالب و الگویی که خود برای تربيت فرزندان دارند می‌توانند بر روی آنها پياده کنند هر خواسته ای که خود آرزو می‌کنند می‌توانند آن را به کودک خود تحميل حال آنکه تربيت، شکل دادن شخصيت کودکان بر اساس قالب‌های از پيش تعيين شده بيرونی نيست. هر فردی خود منحصر به فرد است و باید به گونه ای متفاوت از دیگری تربيت شود فرق است بين شکل دادن و شکل یافتن. در شکل دادن عامل بيرونی است که شخصيت فرد را هویت می‌دهد و افراد بر اساس یک الگوی از پيش تعيين شده جهت می‌یابند و در شکل یافتن این عامل درونی است که فرد بر اساس فطرت خویش و به طور منحصر به فرد در تعامل با محيط بيرونی شکل می‌ياید. هر قدر دخالت و شکل دادن رفتار افراد از  بیرون بیشتر شود، خودرهبری و خودکنترلی که عامل تربیت فعال است خاموش می‌شود.

فصل نهم

تریبت دخالت کردن نیست

بزرگترین و موثرترین دخالت در تربيت، کنار کشيدن از صحنه تربيت است. اگر ما دائما در کار متربی دخالت کنيم، به جای آنها تصميم بگيریم و به جای آنها نگران و مضطرب شویم خودبه‌خود به افرادی تبدیل می‌شوند که دیگر هيچ گونه احساس مسئوليتی از خود نشان نمی‌دهند و کارهای خود را به ما وا می‌گذارند. قالب‌های ساختگی به شکل فرمان دادن ، تحمیل کردن، عادت دادن و شرطی کردن و با استفاده از تلقین، تکرار و واداشتن و بازداشتن بدون میل و آگاهی و اراده ی پرورش‌یابنده همراه است که مانع خودیابی‌های درونی می‌شود و نتیجه اش “انسان برنامه‌ریزی” شده است.

فصل دهم
تربیت شکوفا کردن استعداد‌ها نیست

در تعریف تربيت گفت‌ اند تربيت عبارت است از فراهم ساختن زمينه برای شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب. نقص بزرگ در این تعریف، عبارت شکوفا کردن است. زیرا نقش فعال متربی را نادیده می‌گيرد و نقش اصلی را به مربی و عوامل بيرونی می‌دهد. در شکوفا کردن – نه شکوفا شدن – فاعل تربيت، مربی است و متربی یک نقش منفعل و خنثی دارد. حال آنکه در عبارت شکوفا شدن، فاعل، متربی است و مربی در اینجا زمينه‌ساز و مهيا‌کنندۀ صحنۀ تربيت است. ما معمولا استعدادهای کودکان را قبل از اینکه در موعد مقرر و در زمان طبيعی و در مراحل بهينۀ خود شکفته شوند می‌شکوفانيم.

فصل یازدهم
تربیت الگو دادن نیست

فرق است بین الگو دادن و الگویابی، الگو دادن از بيرون مانع الگویابی از درون است. وظيفۀ مربيان ارائه یک جانبۀ الگوهای از پيش تعيين شده (هرچند مطلوب و پسندیده) به متربی نيست بلکه فراهم کردن شرایطی است که او با ميل درونی و از روی نياز الگوهای مورد نظر خود را در جامعه و در محيط آموزشی و پرورشی خود کشف کند و نه اینکه با تبليغات و پاداش‌ها آن را بپذیرد. در الگو دادن این مربی و بزرگسال است که برای افراد به طور اجباری و یا بر اثر مشوق‌های بيرونی الگو تعيين می‌کند که این باعث از دست رفتن علاقه به آنان  می‌شود ولی در الگویابی این متربی است که خود شخصا برای کمال بخشيدن به نيازهای فطری و شکوفایی تماميت خویش ؛ الگوی مورد نظر را کشف و با آنها همانند سازی می‌کند.

فصل دوازدهم
تربیت برخوردار ساختن نیست

هنر مربی محروم ساختن کودک از پاسخ ها، محرک ها و امکانات آماده است تا او به واسطه ی تلاش و بر اساس تحریک نياز، آن چه را که می‌خواهد با دست خویش و با کوشش و رنج سازنده بجوید. اولين و سازنده ترین مربی کودک، رنج ها و زحمت هایی است که در جریان رشد خویش تحمل می‌کند. زیرا آدمی تنها در هنگامه ی محرومیت های بیرونی به گنجینه ی ثروت درون رست می‌یابد و با فدا کردن تکیه گاه های بیرونی به خوداتکایی و خود کفایی می‌رسد.  بعضی از پدر و مادرها برای اینکه فرزندانشان را خوشبخت کنند به طور دائم سعی می‌کنند به تمامی خواسته های فرزندان پاسخ مثبت دهند، همه نيازهایشان را برطرف کنند و محيط آنها را از هرگونه رنج و مشکلی دور کنند. کودکانی که در چنين محيطی رشد می‌کنند موجوداتی بدبخت، شکننده، مفلوج و بی کفایت خواهند بود که در هنگام برخورد با کوچک ترین حوادث و کمترین مشکلات خود را باخته و احساس افسردگی و یاس و شکست می‌کنند، زیرا یاد نگرفته‌اند چگونه شکيبایی کنند.

فصل سیزدهم
تربیت نصیحت کردن نیست

بخش عمده‌ای از شخصیت افراد در رفتار هایی شکل می‌گیرد که به صورت غیرکلامی، پنهان و خاموش اراده می‌شود و بخش اندکی از اثرگذاری های تربیتی آن هم به صورت ناپایدار و گذرا از طریق زبان و در قالب نصیحت و پند و اندرز حاصل می‌شود. هنر اصلی معلم ایجاد به عشق به دانستن و کشف  کردن و خلق کردن در یادگیرنده است. بهترین نصایح در درون فرد نهفته است و تنها آماده‌سازی روانی و تزکیه ی دل را می طلبد  تا فرد را از حجت‌های بیرونی به حجت‌های درونی خود ببرد  واز عقل دیگری رها گشته و به عقل خود دست یابد و از نصیحت غیر بپرهیزد و از نصیحت خود سیراب شود.

فصل چهاردهم
تربیت پاسخ به نیاز نیست

هنر مربی تحریک کنجکاوی است  و نه ارضای کنجکاوی، تشدید نیاز است و نه تخفیف آن، لاغر ساختن ذهن است و نه فربه ساختن آن، نامتعادل ساختن ذهن است و نه متعادل کردن آن و طرح مسئله برای تحریک نیاز به دانستن است و نه حل مسئله برای ارضای دانستن. انسان به طور دائم در حال سازگاری با محیط پیرامونی خویش است و بدیهی است که لازمۀ سازگاری و تکاپوی دائمی، ایجاد نیاز در فرد است تا برای جبران آن و پاسخ به کمبودها و خلاءهای خویش به تلاش برخیزد.

 فصل پانزدهم
تربیت نقش بازی کردن نیست

تربیت یک فرایند درونی، پنهان، طبیعی و اغلب غیرعمدی است و با نقش بازی کردن و تظاهر نمودن متفاوت است. اگر خود، افرادی تربیت نایافته باشیم و بخواهیم در ظاهر نقش افراد تریت شده را بازی کنیم نه تنها کمکی به تربیت کودکان نخواهیم کرد بلکه آن ها را افرادی متظاهر، ریاکار، دروغگو و از نظر شخصیتی، چندسویه بار خواهیم آورد.

فصل شازدهم
تربیت افزودن نیست

ایجاد ابهام و خالی گذاشتن قسمتی از پیام، معانی تازه‌ای را می‌آفریند و ذهن مخاطب را فعال و خلاق نگه می‌دارد تا بتواند موقعیت‌های کشف نشده را دریابد.

فصل هفدهم
تربیت کسب کردن نیست

تربیت فرایندی است اکتشافی و نه اکتسابی. تربیت اکتشافی به متربی کمک می‌کند تا آنچه بدان اعتقاد درونی پیدا کرده در موقعیت های مختلف بدون نظارت  و و کنترل بیرونی و به دور از تشویق ها و تنبیه ها، خودگردان عمل کند در حالی که تربیت اکتسابی فرایندی است بیرونی که داده‌های دریافتی را صرفا در حافظه و در ظاهر رفتار خود ذخیره می‌کند، تا به حسب خود و پسند‌های دیگری و فقط بر اساس قبولیت‌نمایی آن‌ها را بروز دهد.

 فصل هجدهم
تربیت رام کردن نیست

اگر خواهان اطاعت مطبوع و نه اطاعت منفور در کودکی هستيم باید استقلال او را حفظ کنيم. بدین ترتيب، تربيت کردن، با دست آموز کردن، اهلی کردن و رام کردن متفاوت است. تربيت انسانی، آن هم انسان آزاداندیش و خداجو با روش‌های ماشينی مغایر است و شأن و منزلت آدمی فراتر از آن است که در این محدوده‌ی تنگ خود را رام و مطيع برنامه‌های از پيش تعيين شده کند.

فصل نوزدهم

تربیت سازش دادن نیست

افرادی تربيت‌یافته هستند که بتوانند بدون چون و چرا و به دور از تردیدها و افکارها، با آنچه که محيط اقتضا می‌کند و عوامل بيرونی حکم می‌کند خود را تطبيق دهند. سازگاری در مفهوم اصلی خود یک کنش و واکنش دوجانبه بين فرد و محيط است که هم فرد باید خود را با محيط تطبيق دهد و هم محيط مطابق با ساختار شخصيتی و نگرش فرد تغيير یابد.

فصل پانزدهم

تربيت ارایه کردن نيست

تربیت هنر حذف کردن به جای ارائه کردن است که فرایند تربيت را فعال می‌کند. همه آنچه در وجود ما پایدار و ماندنی شده است و غالب اندیشه‌ها و رفتارهایی که در ساختار ذهنی و روانی ما ریشه دوانيده به خاطر آن بوده است که خود در خلق و کشف آن دخالت مستقيم داشته‌ایم و بر عکس، انچه که ناپایدار و سطحی و عاریه‌ای است معمولا مواردی بوده که دیگران به طور مستقيم به ما ارائه کرده‌اند.

فصل شانزدهم
تربيت شبيه‌سازی نيست

تربیت دانستن یک ردیف قواعد و اصول و روش‌های و دستورالعمل‌های از پیش آماده نیست بلکه فرایندی است که در تعامل با دو قطب سیال مربی و متربی در لحظات آنی به طور نامرئی و غالبا غیر عمدی پدید می‌آید و به هیچ وجه قابل تقلید و تکثیر و تعمیم به دیگری نیست.

برای آنکه نگاه آسیب‌زای خود را از تربیت به منزلۀ صنعت و از انسان به منزلۀ شی و از روش به منزلۀ نسخه رهایی ببخشیم باید آموزش و پرورش را با بستر زندگی طبیعی و زندگی را با فرایند یادگیری طبیعی همراه ساخت.

فصل هفدهم
تریبتی رفع موانع نیست

یکی از سازنده‌ترین عوامل رشد خلاقيت ایجاد موانع سازنده برای تحریک قوای ذهنی و انگيزیۀ حل مسأله در افراد می‌باشد. چرا که لازمۀ نيرومندی فکر و جان‌یابی ذهن، مواجهه با موانعی است که ذهن و جان آدمی را به چالش بکشاند.

به اشتراک گذاری این مطلب :
نویسنده متن: سردبیر
نویسنده متن: سردبیر
برای امتیاز به این پست کلیک کنید
[آرا: 1 میانگین: 5]

پیشنهاد سردبیر:
سردبیر عملکرد سایر نویسندگان را بررسی می‌نماید و مسئولیت تمامی محتوای علمی را بر عهده دارد.

قسمت ششم/تربیت
قسمت ششم/تربیت

در نگاه دینی، مسئولیت خانواده در فرایند تربیت فرزند تا مرز تکلیف و بلوغ شرعی اوست. پس از تحقق بلوغ،  فرد مکلف در قبال همه انتخاب­‌ها، رفتارها و کنش­‌ها و واکنش­‌های فردی و اجتماعی خود مسئول است. به این معنی که در این دنیا در قبال قانون و در آخرت در محضر الهی باید پاسخگوی عملکرد خویش باشد.

نتایج کنکور سال ۹۸و ۹۹ شوکی بزرگ به بدنه نظام آموزشی کشور بود
نتایج کنکور سال ۹۸و ۹۹ شوکی بزرگ به بدنه نظام آموزشی کشور بود

خصوصی شدن آموزش، درمان و هر چیزی که برای مردم حیاتی است موجب می‌شود تا اختلاف طبقاتی ایجاد شود. امروز تمام رتبه‌های زیر هزار کنکور دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی یا سمپاد هستند و بچه‌های مدارس دولتی، هیچ سهمی از رتبه‌ها و دانشگاه‌های برتر ندارند.این آمار زمانی اهمیت پیدا کرد که ما شاهد تکرار مجدد این اتفاق در کنکور سال ۹۹ شدیم به این خاطربه سراغ دکتر سید مجید حسینی رفتیم تا سوالات خودمان را راجب به این آمار عجیب و غریب کنکور سال۹۸از ایشان بپرسیم.

تنها 5 درصدِ نفرات برتر کنکور امسال از مدارس دولتی‌اند
تنها 5 درصدِ نفرات برتر کنکور امسال از مدارس دولتی‌اند

  نکته قابل‌تامل درباره نفرات برتر کنکور امسال برخلاف داوطلبان سال گذشته، مدارس محل تحصیل آنهاست؛ چراکه سال گذشته تقریبا اکثر داوطلبانی که توانسته بودند در زمره 10 یا 5 نفر برتر گروه‌های مختلف آزمایشی قرار بگیرند، افرادی بودند که زمانی در...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *